جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1614

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

انجام آن را ندارند ؛ اين آن چيزى است كه ياران با استقامت خاندان ابيطالب به اثبات رساندند . معاويه مىخواست با همان شيوه‌هايى كه ياران خود را مىفريفت ، دوستداران على را نيز بفريبد ، يعنى از راه مال و نفوذ ، ايشان را تشويق مىكرد كه در دشنام به على ( ع ) و فرزندانش با وى همراه شوند ، اما دوستان على ( ع ) از اين كار امتناع كرده و سر برتافتند . معاويه آنان را به شديدترين مجازاتها و شكنجه‌ها تهديد مىكرد و مىافزود اگر دشنام ندهيد شكنجه‌ها افزايش مىيابد . ولى ياران على ( ع ) با وجود اين تهديدها تن به اين كار ندادند . روزى معاويه نشسته بود و گروهى از سرشناسان نزد او بودند كه در ميان آنها « احنف بن قيس » بزرگ بنى تميم هم حضور داشت . در اين هنگام يكى از مردم شام وارد شد و به سخنرانى پرداخت و پايان سخنش ، طبق عادت شاميان در آن روز و مطابق ميل معاويه و اطرافيانش ، لعن به على ( ع ) بود . اما همه مردم سرها را به زير افكندند . احنف به سخن درآمد و گفت : اى معاويه ، اگر اين سخنران مىدانست كه رضايت تو در لعن به پيغمبران است ، آنها را هم دشنام مىداد . از خدا بترس و على ( ع ) را رها كن ، به خدا سوگند تا آنجا كه مىدانيم على در حالى به ديدار خدا شتافت كه اخلاقش ستوده و پاكيزه و شريف بود . در زندگى خود امتحان خويش را پس داد و رنجهاى فراوانى را تحمل كرد . معاويه گفت : اى احنف ، چشمهايت را از روى خشم مىبندى و بر خلاف آنچه ديدى ، سخن مىگويى . به خدا سوگند بايد بالاى منبر به روى و از روى ميل و يا اكراه ، على ( ع ) را لعن كنى !